عصر زنان

نظام اشتغال و اقتصاد کشور با خانواده همراه نیست

گاهی تصور می شود یا از آن سوی بوم افتاده ایم و سیاست های تهدید جمعیتی را اجرایی کردیم که با کاهش جمعیت روبرو شدیم و یا مانند دهه ۶۰ بر افزایش بدون سیاست گذاری جمعیت تاکید کرده ایم که تبدیل به چالش ها و معضلاتی شده است و چنانچه تدبیری اندیشیده نشود و جوانان را تجهیز به کار و علم نکنیم در آینده زنگ خطری جدی خواهد بود.

به گزارش عصر زنان، آیا ساختارهای شغلی در کشور متناسب با فرزندآوری تعریف شده است؟ چالش ها و موانع رشد جمعیت، زنان و اقتصاد است؟ آیا زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی کشور آمادگی پذیرش رشد جمعیت را دارد؟

کشور ایران همانند بسیاری از کشورهای دیگر در حال انتقال از لحاظ ساخت سنی و سطح توسعه ای طی دهه های اخیر، کاهش باروری سریعی را تجربه کرده است.

بی تردید فرزندآوری و احراز جایگاه والدی یکی از پراحساس ترین تجربیات انسانی مطابق با تمایل فردی انسان ها برای تداوم نسل و بقای آنان است. فرزند می تواند موجب افزایش عشق، نشاط، سلامت روانی و نیز رشد وتعالی شخصیت والدین شود.

گرچه گاهی در راستای ترویج لذت پدر و مادر شدن تصویری که به ما نشان داده می شود زنی اروپایی است که خوشحال و خندان در کنار همسر و فرزندانش زندگی خوشی را سپری می کند و یا خانمی که ابراز می کند با وجود بچه های قد و نیم قد فراوانش مدارج علمی بالایی را کسب کرده و نیرویی فعال و پویا در جامعه به شمار می رود. چنانچه سعی کنیم تصاویر واقعی تر و ملموس تر را ببینیم زنی تنها در قاب تصویر جای می گیرد که مسئولیت بی چون و چرای نگهداری و تربیت فرزندان بر عهده اوست و با تولد نوزاد ناچار می شود پس از مدتی عطای شغلش را به لقایش ببخشد چرا که کارفرما و صاحبان مشاغل تعریفی عملیاتی برای این مسئله ندارند . دیدگاه بیشتر کارفرمایان نسبت به بارداری و مادرشدن چنان منفی است که بسیاری از زنان ناگزیرند میل به مادرشدن را به هر شکلی پنهان کنند.

برخی صاحبنظران یکی از موانع اصلی رشد باروری در جامعه را تحصیلات و اشتغال زنان ، حتی پیش ازمسائل اقتصادی مطرح می کنند؛ به عبارت دیگر از آنجا که مشارکت زنان در تحصیلات و نیروی کار روند صعودی داشته، به تبع آن باروری روند نزولی یافته است. به نظر می آید این یک تبیین جزیی است، آن چیزی که در تحقیقات انجام شده در این زمینه کمتر مورد توجه قرار گرفته این مهم است اگرچه مشارکت زنان در آموزش و بازار کار افزایش داشته ولیکن نقش های زنان و تقسیم کار خانگی در درون خانواده تقریبا ثابت و بدون تغییر باقی مانده است .

با نگاهی به تحولات جمعیتی می توان گفت در طول گذار اول جمعیتی با کوچک تر شدن خانواده، زنان به همراه مردان در عرصه های فعالیت بیرون از منزل مانند اشتغال و تحصیلات، اندکی برابر تر شده اند ، با این وجود همزمان با این دگرگونی ها تامین نیاز مراقبت از فرزند توسط خویشاوندان کاهش یافته و همین امر سبب فشار بر زنان به دلیل بار مضاعف کار مزدی و کار خانگی شده است.

 

مبهم و دوپهلوبودن اثرات اشتغال زنان و اقتصاد بر روند رشد جمعیت

چنانچه سیاست های جمعیتی در ایران بخواهند در راستای افزایش باروری حرکت کنند ، در نظر گرفتن برابری جنسیتی درون خانواده ، فرهنگ سازی و گفتمان سازی در این زمینه اهمیت بسزایی دارد.

از سوی دیگر در وضعیت کنونی جامعه، برای بیشتر خانواده ها تکیه کردن بر یک منبع درآمد امکان پذیر نیست ، با این همه، کارکردن مادران یک پدیده لوکس تلقی می شود و نه یک نیاز .

در کشورهای توسعه یافته زنان به عنوان نیمی از نیروی مولد جامعه در نظر گرفته شده اند که دولت ها موظف به فراهم آوردن زمینه های فرزندآوری بیشتر هستند تا مرد و زن در کنار هم فعالانه نقش پدر و مادر را ایفا کنند . گاه اظهارنظرهایی شنیده می شود مبنی بر اینکه خروجی زنان از دانشگاه ها با بازار کار همخوانی ندارد و این قشر تنها به موجب وقت گذرانی و یا حضور در رشته های ناکارآمد و مردانه کرسی های آموزش عالی را اشغال کرده اند که سبب سهم ۱۴ درصدی آن ها از بازار کار شده است ؛ در حالیکه چنانچه نگاهی به آگهی های استخدام بیاندازیم تبعیض جنسیتی چنان مشهود است که نمی توان به آسانی از آن عبور کرد!

با توجه به دگرگونی های اجتماعی و اقتصادی که در جامعه در حال وقوع است نمی توان انتظار داشت که فرصت های برابر در نهادهای فردمحور مانند تحصیلات و اشتغال معکوس شود و حضور زنان در این زمینه کمتر گردد،  بلکه روز به روز تقاصای زنان برای ورود به عرصه های اجتماعی فزون تر می شود، از سوی دیگر با محدود شدن شبکه های اجتماعی واقعی ( پدر، مادر، خویشاوندان) میزان حمایت های صورت گرفته توسط این شبکه ها کاهش می یابد ، در این صورت مشارکت بیشتر مردان در امور خانه ، ارتباط بیشتر پدر و فرزندان می تواند نقش مهمی در راستای افزایش تمایلات فرزندآوری داشته باشد. به بیان دیگر مشارکت بیشتر در خانواده و افزایش برابری جنسیتی درون خانواده ضمن افزایش همدلی و محبت بین اعضای خانواده و تقویت بنیان آن زمینه حرکت باروری به سطوح بالاتر را فراهم می کند.

همچنین یکی دیگر از عوامل اثرگذار بر عدم تمایل به فرزندآوری نگرانی در مورد تامین آینده فرزندان عنوان می شود که در این میان جمعی از صاحبنظران به سبب کم اثر جلوه دادن و یا عدم تاثیر این پارامتر مهم اذعان دارند که طبقات ضعیف جامعه فرزندآوری بالاتری دارند و این قشر مرفه است که از نرخ زاد و ولد کمتری برخوردار است. پرسشی که پیش می آید این است که چند درصد جامعه جز این قشر قرار می گیرند؟ ۴ درصد یا بیشتر ؟!

گروهی نیز که در طبقه متوسط به سر می برند گرچه بسیاری از آن ها از پس هزینه های فرزند آوری بر می آیند اما از آنجا که اقتصاد کشور را نابسامان می بینند از آینده نامعلوم کودکانشان نگرانند که به حق این دلواپسی ها بجاست ؛ به عقیده زنان برخوردار از پایگاه اجتماعی و اقتصادی بالاتر، بسته های تشویقی افزایش موالید در ایران تنها مشوق های مالی کوتاه مدت و ناکارآمدی است که البته بیشتر آن ها تنها بر روی کاغذ باقی مانده است.

اما برای قشر ضعیف اجتماع که فرزندآوری بالاتری دارند ، چه امکاناتی برای رشد و تعالی آن ها توانسته ایم فراهم سازیم؟ ، از حق تحصیل که طبیعی ترین و ابتدایی ترین نیاز آن هاست تا احقاق حقوق دیگر …

سیاست های جمعیتی در هر کشوری ایجاب می کند علاوه بر تلاش برای افزایش جمعیت همزمان به منظور پویایی و شکوفایی و پیشرو بودن نسلی که انتظار ظهور آن را داریم بکوشیم ، در غیر این صورت با عدم تدبیر و فراهم نساختن زیرساخت های لازم تنها بار اضافی بر بدنه جامعه وارد ساخته ایم.

کشورهایی که برنامه های تشویق افزایش موالید را دنبال می کنند همانند آلمان، اسپانیا، انگلستان، ایرلند، روسیه، ژاپن، کره جنوبی، فرانسه و سوئد، بسته های تشویقی خود را چند جانبه ، طولانی مدت و با پشتوانه ی قانون اعمال کرده اند بنابراین برای افزایش تعداد موالید در کنار اختصاص مبلغ پولی مشخص و مستمر بر حسب تعداد فرزندان ، بخشودگی مالیاتی والدین ، اختصاص مرخصی ( به طور متوسط ۱۵ ماه) برای والدین و تضمین بازگشت به کار بعد از مرخصی ، اختصاص سبد کالاهای حمایتی ، اهدای خانه به والدین ( معمولا از فرزند سوم به بعد) ، در اولویت بودن خانواده های دارای فرزند در برخورداری از خدمات دولتی ، تضمین قانونی دولت نسبت به کمک هزینه های مالی فرزندان برای دوران مدرسه و دانشگاه از جمله سیاست های تشویقی برای بالا بردن تعداد موالید و در نتیجه افزایش جمعیت است.

گاهی تصور می شود یا از آن سوی بوم افتاده ایم و سیاست های تهدید جمعیتی را اجرایی کردیم که با کاهش جمعیت روبرو شدیم و یا مانند دهه ۶۰ بر افزایش بدون سیاست گذاری جمعیت تاکید کرده ایم که تبدیل به چالش ها و معضلاتی شده است و چنانچه تدبیری اندیشیده نشود و جوانان را تجهیز به کار و علم نکنیم در آینده زنگ خطری جدی خواهد بود.

پر واضح است افزایش جمعیت موجب ایجاد انبوهی از تقاضا خواهد شد.  مصداق بارز آن زمانی که دهه شصتی ها به مدرسه رفتند ، مدارس دچار کمبود شد و ناگزیر متراکم تر و در چند شیفت به فعالیت پرداختند . این شرایط درباره دانشگاه ها و دیگر بخش ها نیز وجود داشت .

چنانچه برای هرم جمعیتی مدیریت جمعیتی نداشته باشیم و عملا وزنه به گونه ای باشد که از یک سو تقاضای زیاد و از سوی دیگر عرضه،  اندک باشد مشکلات عدیده ای بر سر راه جامعه قرار خواهد گرفت.

امروزه نه تنها تعداد جمعیت هر کشور بلکه کیفیت جمعیت آن بیش از گذشته مطرح است چراکه انسان توانمند می تواند زمینه رشد و توسعه جامعه را فراهم سازد.

باید توجه داشت سیاست های جمعیتی فقط بحث های کنترل موالید را در برنمی گیرد و مستلزم نگاه جامع تر به مباحثی چون اشتغال ، نظام آموزشی ، مسائل فرهنگی و … است .

 

– مهدیه ملک شیخی تحلیلگر مسائل اجتماعی


برچسب ها:
تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری عصر زنان محفوظ است